از زور بیکاری !   

عجب وضعی شده ! از سر بیکاری تو شرکت کتاب می خونم ! حوصلم از بازی کردن هم سر رفته !چشم

بعد از حرفهای اونروز ببین کارم به جایی رسیده که باید تو خواب ببینم که بغلت میکنم ! بعد میگه چرا میری دکتر اعصاب !استرس

دلم کلی واسه پیمان بدبخت میسوزه که من و تو رو میبینه و دلش میسوزه . مندونی که همه دارن بهمون حسودی می کنن و حسرت خوشی مونو میخورن !

نوشتنم نمیاد بابا چیکار کنم ! هیچ حس رومانتیکی هم ندارم فقط خوابم میاد نیشخند

یادم میاد 7-8 سال پیش دوستای بزرگتر از خودمو که نگاه میکردم ، به خودم می گفتم یعنی میشه منم یه روز یه دوست خوب واسه خودم داشته باشم که هر لحظه دلم نلرزه واسه از دست دادنش . حالا دارم

لینک
چهارشنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٧ - کسری

   چی شده کسری جونم؟   

سلام،

میدونم ..

دل تو واسه یه چیزی تنگ شده...

شایدم تا حالا واسه چیزائی که میخواستی انگیزه داشتی ،اما

حالا  که همه رو داری.، خسته شدی..

لینک
دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸٧ - محدثه

   زندگی   

شنیدی میگن خوشی زده زیره دلش ؟!

الان فکر کنم الان اونجوری شدم ! آخه هرچی فکر می کنم مشکلی پیدا نمیشه .

"خانواده دور ِ هم جمع شده ،  یه کار ِ خوب دارم ، یه دوست خیلی خیلی عزیز دارم ، درسم تموم شده . دارم زندگیمو میکنم دیگه " ! ولی پس چی سر ِ جاش نیست ؟! یه چیزی کم ِ این وسط.

میدونی دیشب به چی فکر می کردم ؟! به اینکه واقعا اونقدر که تصور می کنم و ابراز می کنم برام عزیزی ؟! از اینکه بعضی وقتها حتی حوصله حرف زدن با تو رو هم ندارم خجالت می کشم. دارم همه احتمال های ممکن رو بررسی میکنم. اول از تو شروع کردم : " ازش خسته شدم ؟! دوستش ندارم ؟ اون دوستم نداره ؟! " خیر ! اینا نیست ! هنوز برام مثل روزای اول هستی ، مثل همون موقع ها تو سیالان. پیوندی که تو 4000 متری بسته شه به این راحتی ها شکسته نمیشه !

بعد رفتم سراغ کار : " ازش خسته شدم ؟ دوست ندارم کار کنم ؟ کارم زیاده ؟ " و اینام نیست ! بیشتر تفریح ِ تا کار !!

خانواده و دوستای دیگه و . . . هم نیست .

پس این خستگی و بی حوصلگی و بی انگیزگی از کجا میاد ؟! نکنه افسردگی گرفتم خودم خبر ندارم !

آخه کی میتونه به داد من برسه ؟!

 

لینک
دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸٧ - کسری

   خدایا من از همه خوشبخت ترم..   

حماقت و فراموش کاری از بزرگترین نغمت های خداست.

اولی برای اینکه یک سری چیز هارو نفهمی تا کمتر دردت بیاد،

دومی واسه اینکه اگه یه وقت از دستت در رفت و چیزی رو فهمیدی بتونی فراموش کنی....

گیرم که همه دنیا و آدم هاش بد ،

گیرم که همیشه در انتظار یک نیش مار!

که چی مثلا؟..

مگه تاحالا خدا کم دوستم داشته ؟..

مگه یه بنده به کسی جز خدا هم محتاج هست ؟..

مگه کم خوشبختم من ؟

به خدا که از همه خوشبخت ترم من..

آرامشی که دارم هیچ کس نداره ...

خدایا شکرت..

 

>>محدثه

 

لینک
یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٧ - کسری

   چی خوشحالم میکنه؟!!   

این خیلی خوشحالم میکنه که وقتی توی کوه با اون قیافه درهمم و خسته بهم میگی : عزیزم دوست دارم...اگه بدونی اون لحظه چقدر تو هوا پر میکشم؟میدونی چرا؟؟!

عزیزم برات چی کار کنم که خوشحالت کنه..؟

>>محی

 

لینک
پنجشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٧ - کسری